یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۷
شروع ازدواج از انتخاب است؟ یا از آمادگی؟

حوزه / شروع ازدواج از آمادگی‌هاست، نه انتخاب، و رها کردن پرونده‌ی عاطفی بدون سرانجام، آسیب‌زاتر از شنیدن پاسخ منفی است.

به گزارش خبرگزاری حوزه،ازدواج در زمانی که هم علاقه وجود دارد و هم نگرانی از نبود شرایط اقتصادی، یکی از چالش‌های جدی و رایج میان جوانان امروز است. حجت‌الاسلام رضا یوسف‌زاده، کارشناس خانواده در برنامه پرسمان تربیتی، پاسخی روشن به این دغدغه داده‌اند که در ادامه می‌خوانید.

سوال:

من پسری دانشجو هستم و به دخترخانمی در دانشگاه که هم‌رشته‌ام است، علاقه‌مند شده‌ام. اما از آنجا که دانشجو هستم و شرایط اقتصادی لازم برای ازدواج را ندارم، نمی‌توانم با ایشان صحبت کنم. این موضوع خیلی مرا آزار می‌دهد.ضمناً قصد من ازدواج است و خانواده‌ام هم تا حدی با این موضوع آشنا هستند و در جریانند. چند باری هم خواستم فراموشش کنم، اما نتواستم لطفا راهنمایی کنید.

پاسخ:

من همیشه یک سؤال دربارهٔ ازدواج مطرح می‌کنم و آن را با این مقدمه شروع می‌کنم که شروع ازدواج از کجاست؟ بسیاری از افراد تصور می‌کنند که شروع ازدواج از «انتخاب» است، در حالی که شروع ازدواج از «آمادگی‌ها» است و باید خیلی زود نیز اتفاق بیفتد. یکی از دغدغه‌های این فرد این است که می‌گوید: «من هنوز این آمادگی را ندارم.» نکته‌ای که می‌خواهم به ایشان بگویم این است که آمادگی‌های روان‌شناختی مهم‌تر از سایر جنبه‌هاست. اگر در خودتان احساس می‌کنید که این آمادگی‌های روان‌شناختی را دارید،آیا بلوغ عاطفی، بلوغ شناختی و کفایت لازم برای مدیریت و پیش بردن زندگی را دارید؟

به نظر من، اگر آدم یک پرونده باز در ذهنش باقی بگذارد، در آینده آسیب می‌بیند. باید آن را به یک سرانجامی برساند.

بنابراین پیشنهاد من به ایشان این است که اول شرایط خودش را مدیریت کند. ایشان فعلاً دانشجو هستند و با خانواده زندگی می‌کنند. اول با خانواده‌اش مشورت کند و ببیند چقدر می‌تواند از آنها حمایت دریافت کند:

* حمایت مادی و مالی خانواده چه میزان می‌تواند باشد؟

* در کنار حمایت خانواده، چگونه می‌تواند برنامه‌ریزی کند تا نیازهای مادی زندگی را تا حدودی خودش تأمین نماید؟

یعنی ببیند آیا کفایت (یا به قول خودمانی، «عرضه») این را دارد که تا حدودی کنار درسش، زندگی را جمع‌وجور کند یا نه؛ اگر دارد، به نظر من از طریق خانواده‌اش اقدام کند و برود خواستگاری. شرایطش را توضیح دهد که شرایط من فعلاً این است. در این حالت، یکی از دو اتفاق می‌افتد:

*یا به او می‌گویند: «الان زود است، اشکال ندارد برو شرایطت را فراهم کن بعد برگرد» که در این صورت خیالش راحت می‌شود که شرایطی وجود دارد.

*یا به او می‌گویند: «نه، اصلاً ما با این شرایط دختر نمی‌دهیم.»

در حالت دوم، حداقل آن پرونده ذهنی بسته می‌شود. اگر این پرونده باز بماند، فردا بخواهد با کس دیگری ازدواج کند، برایش مشکل ایجاد می‌کند.

بهترین کار این است که برود خواستگاری، شرایط اقتصادی، تحصیلی و شخصی خودش را بگوید و ببیند چه نتیجه‌ای می‌گیرد:

* اگر خانواده همراهی کردند، الحمدلله رب العالمین.

*اگر دید به هیچ وجه همراهی نمی‌کنند، حداقل در ذهنش این پرونده بسته می‌شود و خیالش راحت‌تر می‌شود.

بهتر است مسئله را عاقلانه بررسی کنند و با خانواده خود در میان بگذارند. الان یک فاکتور مهم وجود دارد: علاقه.

اما علاقه لازم است، نه کافی. بروند در دل قضیه؛ یا می‌شود یا نمی‌شود.

یک نکته هم اضافه می‌کنم: از جواب «نه» نترسید. خیلی وقت‌ها ما از شنیدن جواب نه یا رد شدن می‌ترسیم و همین مانع پیشرفت می‌شود. درست است که شاید اولین بارشان باشد، اما باید بروند و چند باری «نه» بشنوند. ما قدرت «نه شنیدن» خود را در ازدواج باید بالا ببریم.

اگر توانستند قضیه را به سرانجام برسانند که چه بهتر. اگر نشد، باید بدانند که به‌تنهایی نمی‌توانند این مسئله را حل کنند. باید بروند به سمتی که علاقه یا ارتباط قبلی حل و منحل شود. بعد از آن می‌توانند به ازدواج در آینده فکر کنند، ان‌شاالله

برای دانلود یا شنیدن صوت کلیک کنید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha